ورود     ثبت نام
Skip Navigation Links
صفحه اصلی
 
 
تاریخ انتشار  :  12:10 عصر ۱۳۹۲/۶/۱۳
تعداد بازدید  :  1978
Print
   
ولی اله پروانه، همان که خط خاص را برای عام نوشت

اگر به دیروز خوشنویسی نظری بیفکنیم و دست کم یک قرن گذشته را با امروز آن بخواهیم مقایسه کنیم متوجه چند تفاوت اساسی در این میان می شویم :

نخست این که محصول خوشنویسی دیگر آن کالای دیریاب و لوکسی نیست که فقط در اختیار خواص باشد و تنها رجال و سلاطین بتوانند در گنجینه های خود آن را نگاه دارند. اکنون از کتابخانه های بزرگ و موزه ها و مجموعه های شخصی گرفته تا شبکه ی جهان گستر مجازی سرشار از نمونه هایی ناب از این هنر اصیل است، و بسیاری از این نمونه ها چاپ هم شده و به هر شکل سهل تر از دیروز در دسترس خیل علاقمندان قرار دارد. دیگر این که با کمک ابزارهای نوین و فن آوری های پیشرفته مشکل تصویربرداری و تکثیر آثار خوشنویسی آن قدر آسان شده که به چشم برهم زدنی می توان حتی با یک دوربین معمولی و حتی تلفن همراه از آن چه دل پسند افتاده عکسی گرفت و در رایانه شخصی آن را به نظاره نشست، و یا آن را روی کاغذ چاپ کرد و مقابل دیدگان قرار داد.

اما شاید مهم ترین واقعیت درباره ی تفاوت دیروز و امروز خوشنویسی این باشد که شیوه ی آموزش خوشنویسی آن قدر آسان و ابزار این آموزش فراوان و از همه مهم تر گرایش استادان به انتقال همه ی دانش خویش چنان فراگیر شده است که دیگر هیچ شاگرد و هنرآموزی مجبور نیست همچون دوران پیشین جور استاد ببرد و به جبر روزگار گلایه کند و دردمندانه بنویسد :

چهل سال عمرم به خط شد تلف       سر زلف خط ناید آسان به کف

به تازگی از استاد غلامحسین امیرخانی شنیدم هنرجویی برای آن که شیوه ی درست نگارش حرف "واو" را بیاموزد چندین هفته متوالی برای استادش تحفه ها و هدایای گران بها می برد، نمونه کارش را نشان می داد، و استادش تنها به او یادآور می شد که هنوز واوت واو نشده و فلان جایش ایراد دارد. هر چه شاگرد بیچاره استدعا می کرد که استادش این واو را برای وی بنویسد، استاد سرباز می‌زد و او را به مشق بیشتر فرا می‌‌خواند.

یا خوشنویس دیگری برای بهره مندی بیشتر از مزایای مادی روزگار، هرگز افرادی از قشر عامه را به شاگردی نمی پذیرفت و تنها فرزندان شازدگان و رجال را به حریم هنرش راه می داد، که آنان نیز چون به زور پدر و مادر آمده بودند در نهایت چیزی از آب در نمی آمدند. این گونه خط در انحصار عده‌ی قلیلی می ماند و چنان که باید گسترش نمی یافت. نمونه دیگر از این گونه تنگ‌نظری‌ها در انتقال رمز و راز هنر خط، در داستان سفر خوشنویسی به دیار هند مستتر است، که وقتی پس از سیزده سال شاگردی برای خداحافظی و اجازه‌ی سفر نزد استاد نام‌آورش می‌رود او وعده‌ی یک «اُغُر راه» به شاگرد می دهد، و آن چیزی نبوده جز قلمی که استاد آن را تراشیده است. یعنی در طول سیزده‌سال شاگردی این لطف را در حق او روا نداشته بود که شیوه‌ی قلم‌تراشی‌اش را ببیند و یا حتی نمونه‌اش را داشته باشد.

به عنوان آخرین نمونه عنایت‌اله حسینی‌شوشتری، از خوشنویسان سده‌‌‌ی یازدهم هجری و صاحب رساله‌ی «کشف‌الحروف»، در بیان هدف تصنیف رساله‌اش می‌نویسد «تا مستحقان که اراده‌ی مشق کنند، تعب از استادان نامهربان نکشند» و این خود نشان می‌دهد که اغلب خوشنویسان پیشین در تعلیم این هنر امساک می‌ورزیده و بر شاگردان سخت می‌گرفته‌اند. هدف دیگر شوشتری این بود که همین مستحقان خط « به اندک جدّ و جهدی فیوضات از جانب الله رسد و خوشنویس شوند». بنابراین افزایش سرعت تعلیم خط  هدف مشخص دیگر صاحب کشف‌الحروف بود.

اما آن‌چه امروز شاهد آن هستیم گسترش فراگیر و سراسری شعبه های انجمن خوشنویسان و دایر بودن کلاس های آزاد و گوناگون در گوشه‌گوشه‌ی میهن‌مان است، که حاصل هم‌داستانی تعدادی از نام‌آوران عرصه‌ی خط در طی شصت- هفتاد سال اخیر و مدیریت خوب و درایت فوق‌العاده و استثنایی برخی از ایشان همچون استاد غلامحسین امیرخانی طی نیم‌قرن از این دوران است.

مسیر دیگر گسترش خوشنویسی در دوران معاصر از رهگذر حضور و هنرآفرینی برخی خوشنویسان در ملاء عام و در منظر مردم است، توسط کسانی که به دور از انزوای هنرمندانه و خلوت خودخواسته‌ی اکثر ایشان گام در جاده‌ی جلوه‌گری می‌زنند، و مقصود اصلی صاحب این قلم معرفی یکی از همین چهره‌های متفاوت در گسترش خوشنویسی در میان عامه طی نیم‌‌قرن گذشته "محمدعلی پروانه" است.

محمدمهران نایب‌التولیه سابق آستان قدس رضوی نخستین کسی است که در مجله‌ی فرهنگ مردم برای این هنرمند شرح حال نوشته است، او نوشته‌اش را چنین آغاز نموده :

«خیابان باب‌همایون تهران را از شمال به جنوب طی کنید تا به نیمه برسد، دست چپ کوچه‌ی نسبتا عریضی است که در انتهای آن با کمی انحراف به جانب جنوب گرمابه‌ای وجود دارد که آقای ولی‌اله پروانه مستاجر و مدیر حمام مزبور است. این گرمابه متعلق به آقای معتمدی است و آقای پروانه از اجاره‌ی نگهداشتن آن امرار‌معاش می‌نماید... بالای قفسه ها و نزدیک به سقف چند تابلو نصب است که همه نمونه خط استاد ولی‌اله است، که گاهی محمد را هم بر آن می‌افزایند و «محمد‌ولی‌اله‌پروانه» می‌شود. کنار بینه خصوصی که سمت غرب بینه عمومی است و در آن جا نیز خط قاب‌کرده به چشم می خورد مردی با قیافه باز و خندان، بر تختی که از تشکچه ای پوشیده شده و پشت میز بلند و کم‌طول و عرضی قرار دارد نشسته و روی زانو با قلم‌نی و مرکب سیاه صفحه کاغذی را پر می‌کند و در عین حال به مشتریانش هم می‌رسد. خلاصه پیشه‌وری است شریف و مودب و در عین حال خطاطی است هنرمند و نستعلیق‌نویسی است زبردست که خط او را هر صاحب سلیقه ای می‌پسندد و در هر گنجینه‌ای چند قطعه از آن وجود دارد و به قول خود او «جواهر به گنجینه‌داران سپار» و آن‌چه مسلم است سیاه‌مشق را نیکوتر از عهده بر‌می‌آید. وی معتقد است که خط خوش چون گوهر گران‌بهایی است که به اهلش باید سپرده شود بنابراین در اهدا به این و آن با نهایت امساک رفتار می‌کند و می‌توان گفت این روش را از استاد خود علی‌اکبر کاوه آموخته است».

از آن چه محمد مهران نگاشته بر‌می‌آید که پروانه با اجرای خوشنویسی در محل کسبش، خط را در معرض نگاه مردم کوچه‌و بازار قرار داده است، و کسانی که به حمام او مراجعه داشته‌اند می‌توانستند هم نمونه‌های آثارش را بر در و دیوار حمام ببینند و هم شیوه‌ی نگاشتنش را از نزدیک نظاره کنند و لذت ببرند. و چه بسا چون استاد محمد‌جواد جدی از طریق او با عالم خوشنویسی آشنا شوند، انس بگیرند و دل‌سپرده‌ی این هنر قدسی شوند.

هم‌چنین از این نوشته بر‌می‌آید که از سویی نمونه‌های خط پروانه به برخی مجموعه‌های شخصی راه‌یافته، و این حکایت از دست‌و دل‌بازی او دارد، از سویی دیگر خطش را به هر کسی هم نمی‌داده تا شان این هنر شکسته نشود.

نکته‌ی با اهمیت‌تر دیگر در زندگی هنری پروانه شاگردی‌اش در محضر یکی از بزرگ‌ترین خوشنویسان اعصارو مهم‌ترین و تاثیرگذارترین ایشان یعنی استاد محمدحسین عمادالکتاب است که این دوران مصادف بوده با اواخر عمر عماد، و شاید به همین دلیل است که نتوانسته آن‌گونه که باید و شاید از محضر آن استاد بهره‌مند شود و به عنوان یکی از شاگردان شناخته‌شده‌ی او مطرح گردد.

وی قبل از شاگردی عماد‌الکتاب از عبدالحمید همدانی نیز سرمشق گرفته، و آن‌گونه که در یکی از رقم‌هایش در قطعه‌ای موجود در کتابخانه مجلس بر‌می‌آید، آغاز خوشنویسی او به اوایل دهه دوم قرن جاری باز‌ می‌گردد. او در انجامه‌ی قطعه‌ای که تاریخ 1359 دارد چنین نوشته است : «پس از چهل و هفت سال مشقت خط نستعلیق تا این‌جا رسیدم فعلا، تا بعد مصلحت پروردگار چه باشد». که بر این اساس سال آغاز خوشنویسی وی 1312 خورشیدی می‌شود. اما در تاییدنامه ای که استاد کاوه در سال 1340 برای وی نوشته‌اند آمده  «آقای ولی پروانه از سال 1310 شمسی زیر نظر این‌جانب مشغول تعلیم خط نستعلیق بوده‌اند».

در مقاله‌ی آقای محمد مهران هم که در سال 1344 نگاشته شده، آمده  : «اکنون سی و شش سال است که به کار نویسندگی مشغول است و به این ترتیب سال شروع خوشنویسی پروانه  1308 خواهد بود.

وی پس از درگذشت عمادالکتاب به سفارش او در سلک شاگردان استاد علی‌اکبر کاوه حقیقی در می‌آید و سال‌ها از محضر آن هنرمند برجسته نیز بهره‌مند می‌شود، و شاید به دلیل علاقه مفرط به اوست که پروانه نام یکی از فرزندانش را علی‌اکبر می‌گذارد.

به این ترتیب پروانه سالیان متمادی سرگرم کارخوشنویسی بوده است، اما آثاری که از او در کتابخانه‌ی مجلس موجود است تاریخ های 1340 تا 1364 را در بر می‌گیرد.

فرزند وی شادروان علی‌اکبر پروانه در اسفند 1366 مجموعه‌ای از خطوط پدرش را که تعداد آن به سیصد بالغ می‌شود، به همراه تعدادی کتاب چاپی فارسی و لاتین به کتابخانه‌ی مجلس اهدا کرد که با شماره 89588 در بخش خطی کتابخانه مجلس به ثبت رسیده است.

همین مجموعه قطعاتی که از او در کتابخانه مجلس موجود است، دست‌مایه نسبتا خوبی برای شناخت محمد‌ولی پروانه است و گمان می‌رود بیشترین آثار موجود از پروانه در یک‌جا باشد.

در کتابخانه ملی هم بیش از یک‌صد اثر از وی نگهداری می‌شود که مضامین و اندازه‌‌ها و قالب نگارش آن ها   هم پوشانی زیادی با قطعات موجود در مجلس دارد.

هم‌‌چنین چندین اثر از وی هم‌چنان در حمام باب‌همایون نگهداری می‌شود که چند نمونه از بهترین سیاه‌مشق‌های پروانه در میان آن هاست. اکنون به مدد این آثار مروری می کنیم بر ویژگی‌های آثار این خوشنویس کمتر شناخته شده.

بسم‌الله خوشنویسانه:

نیمی از خطوط پروانه به یکی از انواع بسم‌الله خوشنویسان مزین است نقطه با کسره زیر آن، هوالقادر، هوالباقی و از همه بیشتر هو و هوالمعز.

جنس کاغذ

اکثر آثار جلی پروانه جز موارد معدود روی مقوای خشک و ضخیم نوشته شده است، و از میان سی اثر موجود در مجلس تنها یکی دو نمونه از آن ها روی کاغذ ابر و باد اجرا شده است.

آرایه های آثار

بی پیرایگی و مردمی بودن پروانه را می توان در آیینه‌ی آثارش هم جستجو کرد. او جز قلم‌اندازی سردستی از اکلیل زر یا نقره بر آثارش آن هم با قلم‌نی هیچ آرایه‌ای از جنس تذهیب و تشعیر و جدول‌بندی را برای آراستن آثارش به خدمت نگرفته، و چسباندن برخی از این آثار روی مقوای دیگر آن هم نه به شیوه‌ی پاسپارتوی حرفه‌ای، و هم‌چنین فیکسه کردن مرکب با روغنی شبیه روغن کمان، تنها کارهایی است که روی تابلوهایش انجام داده است.

طلب آمرزش و دعا

پروانه در اکثر آثارش به ویژه در سال‌های پایانی عمر در قطعاتی که نگاشته بسیار به ائمه اطهار متوسل شده و از خداوند طلب مغفرت نموده، و بینندگان خطش را نیز به دعای آمرزش فراخوانده است. برخی از این عبارت چنین است: یا امیرالمومنین مدد، حضرت سیدالشهدا نظری به این روسیاه فرما، الهی شکر، امید است بینندگان بصیر پس از مرگ روحم شاد فرمایند، پروردگارا! به حق محمد و آل محمد این روسیاه را عفو فرما، امید است برکات حضرت علی شامل حال این روسیاه شود و ....

رقم آثار

پروانه پس از اجرای خط جز معدود مواردی که از قلم افتاده، معمولا برای کارهایش رقم می‌نوشته و در آن نام خود و تاریخ نگارش  و بعضا یک جمله دعایی، یا توضیحی درباره‌ی اندازه قلم یا توصیه‌ای خاص را می‌نوشته است. او نام خود را به چند صورت در آثارش ذکر کرده است : محمد‌ولی پروانه، ولی‌الله پروانه، محمد ولی‌الله پروانه، میرزا‌محمد ‌ولی پروانه و گاهی نیز به ولی‌الله، محمد‌ولی یا پروانه‌ی تنها اکتفا نموده است. وی اغلب یک‌بار نامش را در آثار آورده اما در برخی نمونه‌ها تا سه‌بار نیز از خود یاد کرده است.

نحوه‌ی درج تاریخ

اکثر آثار پروانه تاریخ دار است. وی معمولا تاریخ را با عدد می‌نویسد اما در مواردی نیز حروف‌نگاری می‌کند. در مواردی هر دو تاریخ شمسی و قمری یا شمسی و شاهنشاهی و یا شمسی و قمری و شاهنشاهی را درج کرده است.

ماه‌های پرطراوت کاری

بیشتر آثاری که در رقم آن ماه نگارش نیز درج شده معمولا بهار و پاییز است و طراوت این دست آثار به نسبت سایر قطعات خودنمایی می‌کند. بیشترین نمونه کتابت باقی‌مانده از وی تاریخ خردادماه سال 1342 را دارد.

درج نام شاعر یا صاحب اثر نخستین

پروانه جز در کارهای کتابتی که به منبع اثر می‌پردازد، همانند اکثر خوشنویسان از درج نام شاعری که شعرش را نگاشته خودداری می‌کند، و این آفتی در عالم خوشنویسی است که از صاحب اثر اصلی ذکری در میان نمی‌آورند، ولی نام خود را تا سه بار در یک قطعه می‌نویسند!

اندازه قلم پروانه

جز قطعات کتابتی اندازه قلم پروانه کمتر از پنج یا شش میلی‌متر نیست، و از این حداقل تا قلم یک‌صد میلیمتر در آثار او دیده می‌شود که با آن یک الله‌اکبر نوشته است. همین گرایش او به جلی‌نویسی خط با اقلام بالاتر از کتیبه‌های معمولی او را در زمره‌ی پیشگامان جلی‌نویسی معاصر قرار می‌دهد. او معمولا با یک قلم آثارش را پدید آورده،اما مواردی هم هست که با چند قلم نگاشته است.

مرکب

مرکب مورد استفاده پروانه منحصر است به مشکی و قهوه‌ای و تنها در کم‌رنگ و پر‌رنگ بودن این دو رنگ در قطعات اندک تفاوتی وجود دارد.

دوران اوج خوشنویسی

به لحاظ کیفیت می‌توان حدفاصل سال‌های 1345 تا 1347 را اوج هنرنمایی پروانه قلمداد کرد، و دوران افولش را نیز اواخر عمر یعنی سال‌های 1362 تا 1364 که دیگر قلمش از رونق پیشین افتاده و حتی مرکب و مقوایش را هم از جنس مناسبی انتخاب نمی‌کند. به لحاظ کمیت هم وی بیشترین اثار کتابتی را در خردادماه سال 1342 پدید آورده است.

استفاده از پیش نویس آثار

پروانه از قطعاتی که به هر علت خراب می‌شده برای پشتیبانی و پاسپارتو کردن دیگر آثارش استفاده می‌نمود، و از این رهگذر برخی نکات راجع به خوشنویسی وی دستگیرمان می‌شود؛ از جمله طراحی اولیه برای اجرای اصلی که در پشت برخی آثارش شاهد آن هستیم.

طراحی اولیه برای اجرای اصلی

همان‌گونه که بند پیشین متذکر شدیم در برخی قطعات پروانه رد مدادی که با آن طرح نخستینی برای اثرش ترسیم نموده را می‌توان یافت. این نشان می‌دهد که علاوه بر بدیهه‌نویسی‌هایی که داشته، برای ایجاد ترکیبی درست از قطعات جلی دست به چیدمان اولیه و طراحی جایگاه استقرار حروف و کلمات می‌پرداخته است.

کوته‌نوشت علیه‌السلام

پروانه به رسم کاتبان و خوشنویسان عبارت علیه‌السلام را به صورت کوتاه و به شکل عدد 4 می‌نوشته است.

محتوای آثار پروانه

آن‌چه از او باقی است حکایت از روحیه‌ی دینی و گرایش شدید مذهبی وی دارد. پربسامدترین عبارت‌هایی که وی به صورت قطعه نوشته عبارتند از : بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم، یا‌قمر‌بنی‌هاشم، اشرف‌النبیاء‌محمد(ص)، السلام‌علیک‌یا‌ابا‌عبدالله،ای قلعه گشای در خیبر‌فتحی...، هو‌الخبیر، یا موسی‌بن‌جعفر‌بن...، هو المعز... و غیره.

آن‌چه بیشتر به صورت کتابت قلمی نموده و به لحاظ سبک نزدیک به شیوه‌ی کلهر است، معمولا روایاتی دینی و اخلاقی منقول از بحار‌‌الانوار علامه مجلسی است که در غالب یک صفحه می‌نوشته است، از جمله : آشکار شدن قبر مطهر امیر‌المومنین، پند لقمان‌حکیم به فرزندش، مشاهده‌ی حضرت ابراهیم عابدی را...، معجزات حضرت امیر‌المومنین در مسجد شهر بصره ...، معجزه‌ی حضرت امیر‌المومنین در شهر کوفه...، در معراج حضرت خاتم‌النبیاء، فرمایشات حضرت خاتم‌النبیاء در بحار...،فرمایشات حضرت امام‌جعفر‌صادق(ع)، فرمایشات حضرت سلیمان‌پیغمبر و...

و اشعار که معمولا آن‌ها را نوشته عبارتند از : ای بی‌خبر بکوش که صاحب‌خبر شوی، به فلک می‌رود آه سحر از سینه‌ی ما...، در میخانه ببستند خدایا مپسند...و غیره...

توضیحات فنی در قطعات

پروانه در برخی قطعات به ویژه آن‌ها که در سال‌های پایانی عمرش نگاشته معمولا اندازه قلم و نوع آن را ذکر نموده و حتی رنگ کاغذ را نیز بیان داشته است یا راجع به نحوه قط قلم‌ که آن را قطع می‌خواند توضیحی داده، و در واقع نتیجه‌ی آزمایش‌های خودش را درج نموده است. چند نمونه از این قرار است :

در قطعه 26 مجلس : قطع قلم تقسیم بر 3، دو قسمت قطع زدم خوب شد؛ در قطعه 22 مجلس : مرکب آماده بود بسیار خوب شد؛ در قطعه 23 مجلس : بسیار خوب 1355، رقعه دوم خوب مال خودم.

اغلاط املایی

در مواردی اشکالاتی در متن اشعار و متون عربی که نوشته مشاهده می‌شود.

-          ولایت علی‌بن‌ابی‌طالب حسنی

-          شفیع روز قیامت محمدستعلی

-          شعر قطعه 41 : تا در آیینه دل مهر علی جلوه‌نماست/ چون که او مظهر الطاف خداست

-          سحرم ناله و فریاد به گوشم آمد (قطعه شماره 172)

درج خط کرسی در بعضی نمونه‌ها (قطعه 25)

قاب‌دار بودن بعضی آثار

اصلاح بی‌حوصله‌ی اثار در برخی نمونه‌ها (قطعه 11)

آسیب آثار:

نگهداری در شرایط نامطلوب، حمل غیراصولی، روغن فیکس‌کننده مرکب که مقواها را خشک و شکننده کرده، و اکثر آن‌ها نیازمند مرمت اساسی است.

نوع خط :

پروانه همه‌ی آثارش را به خط نستعلیق نوشته و تنها انجامه‌ی یک اثر اقتباسی را چون نمونه‌ی اصلی به خط نسخ نوشته است

پیشگامی در جلی‌نویسی روی کاغذ و مقوا

اگر بخواهیم دو ویژگی برجسته از نقش ولی‌الله پروانه در خوشنویسی را به عنوان برترین‌ها نام ببریم نخستین آن ترویج خط میان مردم و نگارش مستقیم در معرض نگاه عامه است که پیشتر به تفضیل بیان شد، و دیگری پیشگامی اوست در جلی‌نویسی در اندازه‌های غیرمعمول در عصر و زمانه‌ی خود، به ویژه قلم سی میلیمتر به بالا. به این ترتیب ایشان را می توان راه‌‌گشای خوشنویسانی قلمداد کرد که کار جلی‌نویسی را سرلوحه آثار خود قرار دادند و در این حوزه شاخص شدند، مثل استاد جلیل رسولی و استاد علی شیرازی.

نویسنده : احسان‌الله شکر‌الهی

شماره 254 دوهفته‌نامه تندیس

تهیه‌کننده : نرگس صاحب‌اختیاری


نظر شما
نام
ایمیل
متن نظر
  ارسال

تمامی حقوق مادی و معنوی این وب‌سایت به حوزه هنري استان كرمان تعلق دارد ، استفاده از مطالب و اخبار با ذکر منبع بلامانع است | نقشه سايت