ورود     ثبت نام
Skip Navigation Links
صفحه اصلی
 
 
تاریخ انتشار  :  23:44 عصر ۱۳۹۱/۹/۲۳
تعداد بازدید  :  2067
Print
   
نگاهی به سرگذشت طنز در مطبوعات ایران

با اندكي تلخيص

چکیده

طنز امروزه دامنه‌ای وسیع و گسترده یافته است. در یک تعریف کلی «طنز اصیل» عبارت است از: هر بیان ـ اعم از گفتار، رفتار، نوشتار و تصویرـ به ظاهر غیرجدی و بر مبنای لطیفه و مزاح که نمایان‌گر واقعیتی جدی و رساننده‌ي پیامی اصیل باشد. به عبارت دیگر؛ هر بیان نغز و لطیف و دل‌نشین که در واقع به قصد توجه‌دادن مخاطب به نتیجه‌ای اجتماعی، فرهنگی و... مطرح می‌شود.

طنز هرچند در ظاهر غیرجدی است و بر مبنای مزاح و شوخی و خنده استوار است اما در باطن، قصدش تنبه و توجه‌دادن مخاطب به واقعیتی کاملاً یا اغلب تلخ است.

طنز از لحاظ ادبی، سبک و نوعی از ادبیات است که واقعیات نفس آدمی يا یک گروه و جامعه‌ي انسانی را بزرگ‌تر نشان می‌دهد و با انتقاد و محکوم‌کردن بدی‌ها، زشتی‌ها و نواقص، به ترغیب و تشویق خوبی‌ها، زیبایی‌ها و کمالات می‌پردازد.

طنز در سال‌های اخیر با نفوذ بسیاری روبه‌رو شده است. این موضوع بیش از عامل دیگری به تحولات سیاسی، اجتماعی و شیوه‌ي زندگی امروز مردم برمی‌گردد. یکی از شاخص‌های دنیای جدید وجود وسایل ارتباط جمعی مانند روزنامه است. با اختراع ماشین چاپ و انتشار روزنامه، بشر وارد مرحله‌ي نوینی شد. ایران نیز از این اختراع بشری سود جست و نخستین روزنامه به نام کاغذ اخبار در سال 1253 در ایران متولد شد. به تدریج طنز از دنیای شفاهی و کتاب‌های دست‌نویس به دنیای مطبوعات و رسانه‌های جمعی پیوست و با فراگیرشدن هرچه بیش‌تر مطبوعات، بر تنوع طنز و ظهور چهره‌های جدید در عرصه‌ي طنز کشور افزوده شد که اوج آن به دوره‌ي مشروطه برمی‌گردد که طنز ایران را هم از حیث ساختار و هم محتوا، دگرگون ساخت. تحولات سیاسی و اجتماعی، بر طنز اثر گذاشت و طنز آن روزگار با سبک ژورنالیستی، بیش‌تر به مسايل سیاسی و اجتماعی پرداخت.

طنز مطبوعاتی، آیینه‌ای است که با نگریستن در آن می‌توان تحولات اجتماعی و سیاسی و... جامعه‌ي ایرانی را از زمان چاپ مطبوعات دنبال کرد. شاید هیچ سبک ادبی دیگری چون طنز، از تحولات کشور تأثیر نپذیرفته باشد و در این بین، طنز مطبوعاتی، بیش‌ترین تأثیر را از دگرگونی‌های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی پذیرفته است و خود گاه زمینه‌ساز تحولات بوده است.

طنز را در ایران می‌توان در دو دوره‌ي کلی پیش از مشروطه و پس از آن تقسیم‌بندی کرد. دوره‌ي بعد از مشروطه را هم می‌توان به دو بخشِ از مشروطه تا انقلاب اسلامی و از انقلاب به بعد تقسیم‌بندی نمود. البته هر یک از این دوره‌ها، خود به دوره‌های کوچک‌تر دیگری قابل تقسیم هستند که در مقاله‌ي حاضر، دوره‌ي مشروطه تا انقلاب اسلامی به پنج دوره‌ي کوچک‌تر تفکیک شده است که شامل دوره‌های زیر است:

پس از مشروطیت تا تشکیل حزب دموکرات (1325 تا 1329/ 1911ـ1907)/ از 1329 قمری تا 1304 شمسی (1925ـ 1910) یعنی تا تغییر سطلنت/ از 1304 تا 1320 شمسی (1940ـ1925) یعنی دوره‌ي سلطنت رضاشاه/ از 1320 تا 1322 (1953ـ1941) یعنی تا کودتای 28 مرداد/ از 1322 (1953) تا برافتادن سلسله‌ي پهلوی.

طنز مطبوعاتی دوران پس از انقلاب اسلامی هم به پنج دوره‌ي کوچک‌تر تقسیم شده است که شامل دوره‌های زیر است:

از بهمن 1357 تا شهریور 1358/ از شهریور 1358 تا دی 1363/ از دی 1363 تا تیر 1384/ از تیر 1384 به بعد.

در مقاله‌ي حاضر، طنز مطبوعاتی در دوره‌ها و زیردوره‌ها با استفاده از مطالعات کتاب‌خانه‌ای بررسی شده است.

 

واژه‌های کلیدی: طنز، مطبوعات، طنز مطبوعاتی، دوره‌های تاریخی طنز مطبوعاتی

 

مقدمه

مطبوعات به عنوان یکی از وسایل ارتباط‌جمعی نقش مهمی در انتقال اندیشه‌ها و برقراری ارتباطات گسترده و فراگیر در بین مردم بر عهده دارند و آیینه‌ي تمام‌نمای جامعه، مردم، خواسته‌ها، آرزوها و آمال آن‌ها هستند. مطبوعات به سبب ارائه‌ي سبک‌های مختلف گرافیکی و نوشتاری، به‌کارگیری قالب‌ها و سبک‌های متنوع ادبی نسبت به سایر وسایل ارتباط جمعی و ماندگاری اثر با توجه به چاپ‌شدن آن و هم‌چنین دست به دست گشتن روزنامه‌ها و دیگر برتری‌های این رسانه، ارزش‌مندی فراوانی برای انتشار مطالب طنز دارند، چرا که در زمان خواندن مطبوعات، تمرکز خواننده و مخاطب ـ که در رسانه‌هایی چون رادیو و تلویزیون بر محتوا کم‌تر است ـ بر محتوا بیش‌تر است و در نتیجه، تأثیرگذاری پیام بر مخاطب افزون‌تر خواهد شد.

در سال‌های اخیر، طنز و شوخ‌طبعی نسبت به دیگر گونه‌های ادبی، با بیش‌ترین تغییر و تحول در قالب و محتوا و در نتیجه، در ترکیب مخاطبان و دایره‌ي تأثیر و نفوذ روبه‌رو بوده است.

این امر به‌ویژه در طنز مطبوعاتی نمود و برجستگی بیش‌تری دارد که بدون تردید نتیجه‌ي شتاب‌گرفتن رخدادها در کشور، روز‌آمد بودن کار نشریات در هماهنگی با این شتاب و نیز کاربرد سیاسی مطبوعات و وسعت دامنه‌ي مخاطبان آن است.

موضوع و هدف این مقاله بررسی طنز در مطبوعات کشور با نگاهی به تحولات فرهنگی، سیاسی و اجتماعی کشور می‌باشد که بر طنز مطبوعاتی تأثیرگذارند. برای رسیدن به این هدف از روش مطالعه‌ي اسنادی (کتاب‌خانه‌ای) استفاده شده است.

در ابتدا گذری بر مفهوم گونه‌های مختلف شوخ‌طبعی شده است و در ادامه برای ارائه‌ي تصویری روشن از شرایط طنز در جامعه‌ي امروز، تاریخ طنز کشورمان در دو مقطع، پیش و پس از مشروطه، مورد بررسی قرار گرفته است.

رخداد مشروطه نقطه‌ي عطفی در تاریخ طنز ایران است که آن را هم از نظر ساختار و هم محتوا با تحولی بنیانی مواجه می‌سازد. طنز دوران مشروطه متناسب با حرکت تجددطلبی، کارکرد اجتماعی و سیاسی می‌یابد و رسانه‌ای می‌شود و هم‌گام با ایجاد تحولات سیاسی و فکری در جامعه، از نظر صورت و محتوا، دچار دگرگونی می‌شود، به گونه‌ای که شناخت طنز امروز بدون رویکرد به این تحولات ممکن نیست.

طنز در دوره‌های مختلف قبل و بعد از انقلاب اسلامی، ویژگی‌های خاص خود را دارد و هم‌بستگی فراوانی بین محتوای آثار طنز و شرایط سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی هر دوره وجود دارد. در مقاله‌ي حاضر، طنز در دوران پس از انقلاب اسلامی در پنج دوره‌ي مجزا بررسی شده است.

 

انواع شوخ‌طبعی

بسیاری کوشیده‌اند که شوخ‌طبعی را به تناسب عمق و غنا، قالب و زبان، یا موضوع تقسیم‌بندی کنند و تعریف مشخصی از شاخه‌های گوناگون آن ارائه کنند.

این تقسیم‌بندی‌ها از سویی نزد همه یک‌سان نیست و از سوی دیگر، تقسیم‌بندی دقیقی را برای جدا کردن شاخه‌های گوناگون شوخ‌طبعی به دست نمی‌دهد. ولی در یک نگاه گذرا، می‌توان انواع شوخ‌طبعی را، هجو، هزل، طنز، فکاهه و لطیفه دانست. در این بین، از مطایبه (شوخ‌طبعی و بذله‌گویی به حد اعتدال) نیز یاد شده است.

 

بذله/ لطیفه (anecdote/joke)

سخنی که متضمن نکته‌ای لطیف باشد به نظم یا نثر، لطیفه به معنی نکته‌ای است دقیق که در ذهن بیاید، و با آن‌که فهم آن مشکل نباشد، اما غالباً تعبیر از آن مشکل باشد.(3)

در لغت به معنای گفتاری نغز، مطلبی باریک و نیکو، شوخی، نکته‌ي باریک، دقیقه و نیز اشارات دقیقی است که از آن معنایی در ذهن خطور کند که آن را نتوان تعبیر کرد.(13)

در اصطلاح ادبی لطیفه، روایت طیبت‌آمیز داستان‌وار کوتاهی است که بر پیوند حلقه‌های واقعی و تصادفی استوار است و پایان‌بندی آن، توأم با اوج، کمال و غافل‌گیری است. لطیفه، رشته‌ي توقعات معمول ما را از جهان تجربی می‌گسلد. می‌توان گفت که طنز نتیجه‌ي گسستگی میان موجودیت معمول اشیا و نحوه‌ي بازنمود آن‌ها در لطیفه یا میان توقع ما و واقعیت است. طنز از طریق ایجاد واقعیتی بدیع و تغییر شرایط ما، بر توقعات و انتظارات معمول ما خط بطلان می‌کشد. (5)

 

هزل (humour)

مزاح، شوخی، مزاح‌آمیز و غیرجدی. (13) در لغت، به مزاح‌کردن، بیهوده‌گفتن، لاغ و سخن بیهوده معنی شده است و آن را مقابل جد دانسته‌اند. اما شاعران و نویسندگان ایرانی آن را به معنای شوخی و ظرافت کردن با دیگران و دروغ و کذب و باطل و خلاف واقع، سخنان زشت و شرم‌آور که به قصد شوخی و لاغ ولی باطناً به قصد نتیجه‌ي اخلاقی یا اجتماعی یا تنبه گفته شود و هم‌چنین مقابل پند و حکمت هم به کار برده‌اند.

برای نمونه، اوحدی گوید:

هزل آبت ز رخ فرو ریزد

وز فزونی‌ش دشمنی خیزد

یا ناصر خسرو گوید:

محال را نتوانم شنید و هزل و دروغ

که هزل‌گفتن کفر است در مسلمانی

یا مولوی سروده است:

هزل تعلیم است، آن را جد شنو

تو مشو بر ظاهر هزلش گرو

و در کلیله داریم: ... دیگر آن‌که پند و حکمت و هزل به هم پیوست تا حکما برای استفادت آن را مطالعت کنند و نادان برای افسانه خوانند...(3)

 

فکاهه (boing cheerful)

اگر هزل به دور از زشت‌گویی بیان شود و تنها هدفش خنداندن مخاطب باشد به فکاهه بدل می‌شود. فکاهه صورت تکامل‌یافته و عمیق هزل است که از جنبه‌ي شخصی درآمده و مخاطب عام یافته است و به همین دلیل در همه‌جا فکاهه را هم‌چنین شوخ‌بودن، خوش‌طبعی و مزاح معنی کرده‌اند. (13)

 

هجو (Lampoon)

هجو را مقابل مدح دانسته‌اند. هجو در لغت به معنای عیب کسی را شمردن، نکوهیدن، کسی را به شعر دشنام‌دادن، سرزنش، نکوهش، فحش، سخن بیهوده، مزخرف و پوچ است. (13) ماتیو هوگارت (Matthew Hodgart) هجوگوی را کسی می‌داند که چون سخن می‌گوید، حقیقت را با خنده می‌گوید. (3) باز از قول هوگارت، دکتر علی‌اصغر حلبی، هجو را در کتاب طنز و شوخ‌طبعی در ایران (ص 41 ) این‌گونه تعریف می‌کند که هجو یا هجا یک کار ادبی است از نوعی که در آن زشتی‌ها، دیوانگی‌ها و دشنام‌ها گرد هم می‌آیند تا به وسیله‌ي آن کسی یا گروهی را تحقیر یا تمسخر کنند. (همان)

 

طنز (satire)

در زبان فارسی، طنز با کردن و گفتن و گری ترکیب شده است و به معنی افسون‌کردن، مسخره‌کردن، طعنه‌زدن و سرزنش به کنایه آمده است. (3) هم‌چنین به معنی مسخره، طعنه، سرزنش و ناز (13). در میان انواع ادبی از حیث نقد عیوب و نواقص به هجو نزدیک‌تر است ولی از جهت زبانی، صراحت هجو را ندارد و با ظرافت بیش‌تری عمل می‌کند.

سارتر می‌گوید: طنز با ریش‌خندی کنایی و استهزاآمیز که آمیخته با ابهامی از جنبه‌های مضحک و غیرعادی زندگی است، پای را از جاده‌ي شرم و تملک نفس بیرون نمی‌نهد و همین نکته مرز امتیاز طنز از هزل و هجو است و از همین‌روست که در شعر و در ادب کلاسیک، طنز با هزل و هجو سر مویی فاصله ندارد.(6)

بررسی‌ها نشان می‌دهد غالب طنزپردازان، مردمانی حساس و لطیف‌ذوق و نکته‌سنج و فرهیخته بودند که با دیدن پریشانی و نابه‌هنجاری اجتماع و ضعف اخلاقی مهتران، خشم و غضب خود را در آثار خویش منعکس می‌کردند.(3)

 

سرآغاز طنزنویسی در مطبوعات ایران

برخی پژوهش‌گران انتشار نشریه‌های فکاهی را سرآغاز طنزنویسی در مطبوعات ایران می‌دانند، در صورتی که فرید قاسمی در کتاب تاریخ روزنامه‌نگاری ایران معتقد است؛ طنزنویسی و آن‌چه در این قلمرو می‌گنجد در مطبوعات ایران پیشینه‌ای دیرینه‌تر از انتشار مطبوعات طنز دارد.

وی می‌نویسد با تورق نشریه‌های سال‌های آغازین روزنامه‌نگاری به این نتیجه رسیدم که مقوله‌ي طنز با درج زندگی‌نامه‌ي «شاعران بذله‌گو» و چاپ نمونه‌آثار آنان به مطبوعات ایران راه یافت.

مثلاً در شرح احوال هادی نوری افکره متخلص به «که» احوالش مانند معنی اشعارش مجهول است». در روزنامه‌ي ملتی، ش3، جمعه 9‌جمادی‌الاخری 1283‌ق، ص‌1 می‌خوانیم که او «سخن را به ترکیب زرافه درآورده است تا خود در چه قیافه باشد از این‌که مانند زرافه که شترگاوپلنگ است اشعار او نیز غزل‌معمالغز است». (8)

به طور کلی از آغاز چاپ و نشر مطبوعات در ایران تا صدور فرمان مشروطیت تقریباً هفتاد و یک سال است. در این دوره که باید آن را دوره‌ي گذار از نثر پر طمطراق به ساده‌نویسی نامید، روزنامه‌نگاران در ابتدا در عین حالی که نثر گذشتگان را به خدمت گرفته‌اند و واژه‌های منشیانه‌ي قدیم را در نشریات آن دوره به کار برده‌اند، گام در وادی ساده‌نویسی نیز گذاشته‌اند.

پس از انتشار شرح احوال شاعران بذله‌گو، ترجمه‌ي آثار نویسندگان و طنزپردازان خارجی به مطبوعات راه پیدا کرد و دامنه‌ي انتشار طنز و انواع آن در مطبوعات وسعت بیش‌تری گرفت. قدیمی‌ترین «لطیفه»ای که در مطبوعات عهد ناصری چاپ شده و شاید نخستین لطیفه‌ي چاپ‌شده در مطبوعات ایران باشد چنین است:

«دختری وجیهه بزازی را گفت: این پارچه را ذرعی چند می‌دهی؟

گفت: ذرعی یک ماچ.

گفت: نقلی نیست، ده ذرع بده، می‌گویم ننه‌ام ماچت بدهد!»

پیش از چاپ این لطیفه در ستون‌هایی با عنوان «مختلفه» نیز گاه به نقل از «روزنامه‌های فرنگ» مطالبی می‌توان خواند که تا حدودی در قلمرو طنز می‌گنجد.(8)

در عهد ناصری روزنامه‌نگاران کارمندان روزنامه‌های دولتی بودند. آن‌چه در تهران، انتشار می‌یافت زیر نظر شخص ناصرالدین‌شاه و در تبریز و اصفهان نیز زیر نظر فرزندان او بود. در آن دوره طنزپردازان چون زمینه‌ای برای فعالیت روزنامه‌نگاری خود ندیدند، به شب‌نامه‌نگاری روی آوردند و نخستین طنزنامه‌های ایران با چاپ ژلاتینی به طور مخفی و زیرزمینی و با عنوان‌هایی هم‌چون «اعلان ملتی» و... به دست مردم رسید و یا دیوارکوب شد.

بیش‌تر شب‌نامه‌های دوره‌ي ناصری از بین رفته‌اند و اطلاعات مربوط به آن‌ها از سفرنامه‌ها و یا خاطرات و اسناد آن دوره است که گاه به مناسبتی مطلبی از شب‌نامه‌ها نقل کرده‌اند. از جمله شب‌نامه‌ای پُرنيش‌خند و فکاهی که توسط محمدعلی تربیت به دست ادوارد براون رسید و این دو درباره‌ي آن نشریه زیر عنوان «شب‌نامه» نوشتند که نشریه‌ای است که در حدود هزار و سیصد و ده هجری قمری مطابق 1893 میلادی، در تبریز پدید آمده، و مدتی انتشار داشته است اما به طور متناوب و مرتب نبوده، و به هیچ وجه شکل روزنامه نداشته است، بلکه از گروه نشریاتی است که از اندیشه‌های نوینی ملهم بوده و سخت نهانی انتشار داشته است.

این انتشارات بسیار پرنیش‌خند و فکاهی بوده است و به قلم علی‌قلی‌خان ناشر احتیاج و آذربایجان که در آن ایام معروف به آقاقلی بوده نگارش یافته است. ولی عنوان شب‌نامه بعدها، به طور کلی به همه‌ي انتشاراتی که مخفیانه با ژلاتین طبع می‌شد اطلاق می‌گشت. برای نمونه در یکی از شب‌نامه‌ها راجع به گل و لای کوچه‌ها چنین می‌نویسد: «یک قطار شتر در خیابان مرکزی مقابل عالی‌قاپو به گل فرو رفت، و از نظرها ناپدید گشت. آن‌گاه از کنار آجی‌چای (تلخه‌رود، واقع در یک فرسنگی عالی‌قاپو) پدیدار شد. و قس علی هذا».(8)

با چاپ کتاب و انتشار روزنامه‌ها، هفته‌نامه و... در ایران تجربه‌ای نو در دنیای ادب به وجود آمد. نویسندگان و شاعران که در گذشته اغلب طفیل بارگاه امرا و سلاطین بودند اکنون می‌توانستند، اتکا به نفس و آزادی عمل داشته باشند. یکی از جالب‌ترین دستاوردهای این پدیده، تغییر جهتی بود که در رابطه‌ي بین شعرا و نویسندگان از یک طرف و ممدوحان و حامیان آن‌ها از سوی دیگر به وجود آمد. حمایت طبقه‌ي مرفه و هیات حاکم جای خود را به پشتیبانی طبقات عالی و اکثریت مردم از آن‌ها داد.

در دوران انقلاب مشروطیت، هنگامی که تلاش برای آزادی به اوج خود رسیده بود نویسنده یا شاعر نوعی مسئولیت اجتماعی احساس می‌کرد و خود را مکلف به بیدار کردن اذهان مردم می‌دانست.

در دوره‌ي مشروطیت که آزادی بیان نسبتاً زیادی وجود داشت طنزنویسی رواج فوق‌العاده‌ای پیدا کرده بود. زیرا اولاً عده‌ای که منافع خود را در خطر می‌دیدند از اذیت و آزار حق‌گویان ابایی نداشتند و بسیاری شاعران و نویسندگان ترجیح می‌دادند انتقادات خود را در لباس طنز بیان کنند، در ثانی نیش قلم طنز از هر حربه‌ای برنده‌تر بود. (2)

 

نگاهی به طنز و شوخ‌طبعی در ایران از ابتدا تا انقلاب اسلامی

همان‌قدر که طنز آیینه‌ي روح و فکر طنزپرداز است، بازتاب شرایط فرهنگی، اجتماعی و سیاسی زمانه نیز هست. گویی طنزپرداز چه در نوع نگاه و چه در انتخاب زبان و قالب، دوران خویش را با طنز به تصویر می‌کشد و از آن تأثیر می‌پذیرد.

شرایط طنز و دیگر شاخه‌های شوخ‌طبعی در کشورمان چندان با حیات سیاسی اجتماعی این مرز و بوم گره خورده که بررسی زمینه‌ي تاریخ طنز، تنها با در نظرگرفتن حرکت آن در بستر تحولات سیاسی و اجتماعی امکان‌پذیر است.

صاحب‌نظران، طنز سیاسی و اجتماعی را در ادبیات کشورمان، مولود انقلاب مشروطیت می‌دانند که قالب ادبی طنز، هزل و هجو را از یک شکل شخصی بیرون آورد. تحول در فن‌آوری صنعت چاپ، هم‌گام با تحولات سیاسی و اجتماعی مشروطیت، به شکل‌گیری رسانه‌های جمعی و ایجاد تحول در فرایند پیام‌رسانی منجر شد.

در ردیابی انواع شوخ‌طبعی در ادبیات کشورمان به سال‌های آغازین حکومت اسلامی می‌رسیم که شوخ‌طبعی در قالب هجو ظاهر شد. از پیش از آن تاریخ سابقه‌ای روشن از اثر ادبی در دست نیست.

با ظهور اسلام این بخش از انواع ادبی، رنگ هجو مشرکان و ملحدان و تقویت روحیه‌ي مسلمین را به خود گرفت و در روزگاران پس از اسلام، در دوره‌ي امویان و عباسیان نیز تداوم یافت و سپس توسط برخی شاعران دوزبانه به شعر فارسی نیز راه یافت و در برخورد با فرهنگ ایرانیان از فرهنگ باستانی عامیانه، قصه‌های منسوب به دلقک‌ها، مسخره‌ها و عقلای مجانین بهره جست و قوام یافت.

در دوره‌ي غزنویان و سلجوقیان هجو ادامه داشت و با دشنام آمیخته شد و در زمان سامانیان از دشنام‌ها کاسته شد. (3)

با وجود آثار ارزش‌مند بزرگانی چون مولوی، سعدی، عبید زاکانی و حافظ که طنز را زمینه‌ای برای بیان رندانه‌ي آلام بشری و زهرخندی بر مسائل اجتماعی قرار دادند این جریان غالب بر ادبیات مطایبه‌آمیز پیش از انقلاب مشروطیت هجوی شخصی است.

 

پیدایش هفته‌نامه‌های فکاهی

انقلاب مشروطه نه‌تنها موجب نشر روزنامه‌های فکاهی شد، بلکه هفته‌نامه‌ها و مجلات را برای مردم به ارمغان آورد. در آغاز، فکاهی‌نویسان زیر نفوذ و تأثیر غیر قابل انکار «ملانصرالدین» که در قفقاز چاپ می‌شد به همانندسازی پرداختند، که احمد کسروی در تاریخ مشروطه به چاپ روزنامه‌ي آذربایجان در سال 1325 با شیوه‌ي ملانصرالدین اشاره می‌کند.(12) به هر رو، جنبش فکاهی‌نویسان با برخورداری از تجارب و پیروی از سبک ملانصرالدین به حرکت در آمد. تا این زمان این جنبش فراز و نشیب‌های بسیاری را گذرانده، ضربه‌ها خورده و بسی ضربه‌ها زده، زمین خورده و باز برخاسته است.

بعد از این که گوتنبرگ دستگاه چاپ قابل حمل را به دنیا معرفی کرد، دستگاه چاپ او نخستین روزنامه‌های مدرن را در نیمه‌ي دوم قرن 14‌میلادی تا 16‌میلادی منتشر کرد.(10) در سال 1234‌ق چاپ‌خانه‌ي وارد شده از انگلستان به وسیله‌ي میرزا صالح شیرازی به میرزا جعفر واگذار شد، او در سال 1230 به انگلستان اعزام شده بود.

هم‌چنین در سال 1240 «مطبعه‌ي سربی» در تبریز افتتاح شد و در همین سال میرزا جعفر تبریزی به وسیله‌ي عباس میرزا به روسیه برای آموزش «فن چاپ» و خرید یک دستگاه چاپ سنگی فرستاده شد.(9)

پیش‌شماره‌ي نخستین نشریه‌ي ادواری چاپی فارسی ایران در تهران 1252‌ق و نخستین نشریه‌ي ادواری چاپی فارسی ایران به مدیریت میرزا محمدصالح شیرازی کازرانی در سال 1253 انتشار یافت.(9)

معلوم نیست که روزنامه‌ي «کاغذ اخبار» چند سال در تهران منتشر می‌شده است چون امروز بیش از سه نسخه از آن در دست‌رس نیست.(11)

اما برخی معتقدند روزنامه‌ي بی‌نام میرزاصالح ـ مشهور به کاغذ اخبار ـ از سال 1253‌ق تا 1256‌ق در دروان حکم‌رانی محمدشاه انتشار یافت و پس از آن تا آغاز دوره‌ي ناصری نشریه‌ای در ایران منتشر نشد. در دوره‌ي ناصری نخست زاهریرادی باهرا (اشعه‌ي روشنایی) در ارومیه طبع شد و پس از آن روزنامه‌نگاری فارسی به اهتمام میرزا تقی‌خان امیرکبیر پا گرفت و به دنبال او دیگران نیز این راه را ادامه دادند.(8)

 

روزنامه‌ي ایرانی در خارج از کشور

روزنامه‌های منتشره در خارج از ایران چون قانون، حبل‌المتین، ثریا، حکمت، چهره‌نما و اختر در اساس فکاهی و طنزآمیز نبودند و بیشتر انتقادات خود را مستقیماً عنوان می‌کردند، ولی گاهی نوشته‌های طنزآمیز سیاسی و اجتماعی در آن‌ها منتشر می‌شد.

یکی از قدیمی‌ترین روزنامه‌های طنزآمیز و انتقادی منتشره در خارج، روزنامه‌ی «شاهسون» بود که انتشار آن را به حاجی عبدالرحیم طالب‌اوف و بعضي از هم‌کاران او مخصوصاً سیدمحمد شبستری ابوالضیاء که بعدها «ایران ‌نو» را منتشر کرد نسبت می‌دهند. شاهسون که از قرار معلوم یک شماره بیش‌تر از آن بیرون نیامد، با چاپ ژلاتینی و به خط ابوالضیاء در سال 1306 قمری (9ـ1888 میلادی) در استانبول منتشر شد و با شیوه‌ای مضحک و پر از ریش‌خند حکومت استبدادی ایران را به باد انتقاد گرفت.

تعداد نسخ آن محدود به سیصد نسخه بود و هر نسخه‌ي آن را در پاکتی گذاشته و با احتیاط و دقت بسیار برای رجال دولت و اولیای امور ایران و مجتهدین و بازرگانان می‌فرستادند. ناشرین برای اختفای محل نشر، اغلب اوقات نشریه‌ي خود را به پاریس و لندن و غیره می‌فرستادند و از این شهرها به سوی ایران ارسال می‌داشتند. بالای صفحه‌ي اول روزنامه به طنز نوشته شده است: «در هر چهل سال، یک بار منتشر می‌شود».(2)

 

تاریخ نشریات فکاهی

الف) قبل از انقلاب

به طور کلی تاریخ نشریات فکاهی و طنزآمیز فارسی را می‌توان به هفت دوره تقسیم کرد:

اول؛ پیش از مشروطیت (1314 ـ 1906): روزنامه‌های شاهسون و طلوع

دوم؛ پس از مشروطیت تا تشکیل حزب دموکرات (1325 تا 1329/ 1911ـ 1907): این دوره درخشان‌ترین دوره‌ي روزنامه‌های فکاهی در ایران بود و علاوه بر نشریاتی که بیش از چند شماره چاپ نشدند، بیش از بیست نشریه‌ي انتقادی سیاسی و طنزآمیز انتشار یافت.

سوم؛ از 1329 قمری تا 1304 شمسی (1925ـ 1911) یعنی تا تغییر سلطنت: روزنامه‌ي جنگل مولا، چنته پابرهنه، راه خیال (1329)

چهارم؛ از 1304 تا 1320 شمسی (1940ـ1941) یعنی تا کودتای 28 مرداد

ششم؛ از 1322 (1953) تا برافتادن سلسله‌ي پهلوی: روزنامه‌ي مکرم، توفیق

هفتم؛ دوره‌ي انقلاب (2)

 

طنز پس از مشروطیت

پیدایش ماشین چاپ سربی در سال 1231 و چاپ سنگی در 1240‌ه.ق چاپ اولین نشریات ادواری را به دنبال داشت که انتشار نخستین نشریات طنز نیز به آن زمان برمی‌گردد. طنز این دوره متناسب با حرکت تجددطلبی مشروطه، کارکرد اجتماعی و سیاسی می‌یابد و مسائل عام جامعه را هدف قرار می‌دهد.(6)

بارزترین ویژگی مطبوعات صدر مشروطیت استفاده از شعرها و نثرهای وطنی و سیاسی و اجتماعی بود که قبل از آن بدین شیوه در ادبیات ایران سابقه نداشت، و در کنار اشعار و نثرهای پخته و ادیبانه‌ي خواص، نوعی شعر و نثر ساده و عوام‌فهم به وجود آمد که از هزل و طیبت و طنز چاشنی داشت. یعنی حقایق و مسائل مهم اجتماعی را برای این‌که همه‌ي مردم فهم کنند لباس مزاح و شوخی و هزل می‌پوشانیدند و در این دوران، روزنامه‌ها و مجلات «طنزآمیز» تنوع و کثرت پیدا کردند.(1)

رسانه‌ای شدن طنز در قالب نشریات، مخاطبان آن را گسترده‌تر می‌کند و به آن صبغه‌ي اجتماعی می‌دهد. لزوم به‌کارگیری زبان توده برای انتقال پیام در نشریات، به یاری همه‌گیر شدن مخاطبان طنز می‌شتابد.

پیروزی مشروطیت در 14 مرداد 1285 که نقطه‌ي عطفی در تاریخ طنز کشورمان به شمار می‌آید، توجه به نقش اجتماعی طنز را در بیان اندیشه‌ي تجددخواهی و تحجرستیزی به صورتی محوری‌تر مطرح می‌سازد و سرنوشت طنز را با حیات سیاسی و اجتماعی در هم می‌آمیزد. اوج این حرکت در نوشته‌های علی‌اکبر دهخدا با امضای «دخو» در «صور اسرافیل» متجلی است که پایه‌ي ساده‌نویسی در ادبیات فارسی به شمار می‌رود. هم‌چنین آثار میرزا اشرف‌الدین گیلانی در نشریه‌ي «نسیم شمال» اهمیت دارد که نقطه‌ي اوج طنز سیاسی‌‌-‌مردمی است و میان مردم کوچه و بازار نفوذ و خواهان دارد و دست به دست می‌گردد و خوانده می‌شود.(6)

در پی کودتای 1299 تا 1320 با فروکش‌کردن آتش تب مشروطه‌خواهی، فرصتی برای نویسندگان فراهم می‌آید تا به نوجویی‌های ساختاری و مضمونی در قالب‌های ادبی دست زنند و تجددخواهی و سنت‌ستیزی دوران مشروطه را در قالب ابداعات ساختاری و استفاده از قالب‌های نوینی چون داستان کوتاه تجربه کنند.

در زمینه‌ي طنز، «یکی بود یکی نبود» جمال‌زاده، از مهم‌ترین نمودهای این تلاش ادبی است. سرخوردگی از آرمان‌طلبی‌های دوران مشروطه و بروز گسستگی فکری در روشن‌فکری آن دوران در پی شکست تجربه‌ي مشروطیت، سوی دیگر این جریان است که در حرکت طنز این دوران نیز مؤثر است.

نشریه‌ي طنز مهم این دوره، «قرن بیستم» است که میرزاده عشقی صاحب امتیاز آن است. عشقی در این نشریه با طنزی بسیار تند و گزنده، به نقد جریان‌های سیاسی و سیاست‌های شبه‌مدرنیستی رضاخانی می‌پردازد و عاقبت در پی سرودن هجویه‌ای در زمینه‌ي اعلام جمهوریت رضاخانی، جان خویش را نیز در این راه می‌بازد.(همان)

در شهریور 1320 در پی برکناری رضاخان، جامعه‌ي رهاشده از سلطه‌ي استبداد رضاخانی، هم‌گام با تحول در حیات سیاسی وارد مرحله‌ي نوینی از حیات ادبی می‌شود و این جریان بر حرکت طنز نیز تأثیر می‌گذارد. در فضای پرآشوب و جنجال پس از شهریور 1320 تا 1332 بیش‌ترین نشریات طنز منتشر می‌شود(2) در حالی‌که به علت نابه‌سامانی و بی‌ثباتی اقتصادی و بی‌ثباتی سیاسی، چاپ کتاب طنز دورانی سخت را سپری می‌کند.

مشخصه‌ي طنز نشریات این دوره، سیاسی‌بودن، مردم‌گرایی (در زبان و قالب) و رویکرد به شیوه‌ي رئالیسم سوسیالیستی در قالب و بیان، در تأثیرپذیری از انقلاب اکتبر 1917 شوروی است. وابستگی‌های آشکار و مستقیم برخی نشریات طنز مانند «چلنگر» به شوروی، از مشخصه‌های جریان طنز بین سال‌های 1320 تا 1332 است.

در این دوران قالب ساده‌نویسی و شکسته‌نویسی در طنز رواج دارد و گسترش تمایلات جامعه‌گرایانه، به بسط این پدیده می‌انجامد.

تنش‌های سیاسی و اجتماعی در جریان حرکت روشن‌فکری، به عرصه‌ي مطبوعات طنز هم کشیده می‌شود و در سایه‌ي آزادی و مناقشات فکری و اجتماعی، بالاترین تعداد نشریات طنز در تاریخ کشورمان در این مقطع زمانی انتشار می‌یابد.(6)

در آن دوره حدود 65 نشریه‌ي فکاهی انتشار یافته است و 7‌درصد نشریات آن دوره را شامل می‌شود؛ از جمله مهم‌ترین این نشریات می‌توان به باباشمل، توفیق، حاجی‌بابا، بهلول و چلنگر اشاره کرد.(2)

گفتنی است تا دهه‌ي‌40 مرز مشخصی بین شاخه‌های شوخ‌طبعی نیست و تمامی نشریات که صبغه‌ي شوخ‌طبعی دارند تحت عنوان فکاهی شناخته می‌شوند.

فضای خفقان و ترور پس از کودتای 28 مرداد 1332 به سرکوب گروه‌ها و نیز حرکت‌های سیاسی و روشن‌فکری می‌انجامد. «اسطوره‌ي شوروی» در عرصه‌ي طنز نشریات وابسته به گروه‌های سیاسی تداوم پیدا نمی‌کند و در نهایت، جو خفقان و فشار به تعطیلی نشریات طنز ـ جز دو یا سه ـ نشریه منجر می‌شود.

طنز دوران خفقان پس از 1332، رمزآلود و کنایی است و از صراحت و تندی بیان سال‌های پیش از آن تاریخ نشانی ندارد. نشریات از نظر تعداد به حداقل ممکن می‌رسد.

با این حال، طنزپرداز به جز تابوی نظام و سلطنت، می‌تواند در سایر زمینه‌های اجتماعی و سیاسی دوران خویش هر چند با استعاره و کنایه وارد شود و رده‌های بعدی حاکمیت را مورد نقد قرار دهد. تأثیرگذارترین نشریه در این میان «توفیق» است که با اقبال عمومی مواجه است و در خفقان آن سال‌ها، هم‌چنان زبان گویای اکثریت خاموش باقی می‌ماند. «کشکیات» و «کاریکاتور» نیز از مهم‌ترین نشریات طنز این دوران به شمار می‌آیند که البته هیچ یک توفیق «توفیق» را ندارند.

توفیق تا 1350 تاب می‌آورد و سپس در محاق توقیف گرفتار می‌آید. کشکیات نیز در سال 1348 تعطیل می‌شود. از سال 1350 تا 1357 تنها یک یا دو نشریه‌ي طنز هستند که امکان انتشار می‌یابند.

در این دوران، فضای خفقان افزایش می‌یابد و ساده‌ترین عبارات و کلمات، در ترس از بیان استعاری مخالفت با نظام سلطنت، زیر تیغ سانسور گرفتار می‌شود و در این میان طنز، محتمل بیش‌ترین آسیب می‌شود و اختناق زمینه را برای حرکت سالم طنز سیاسی و اجتماعی تنگ و ناممکن می‌سازد.

در سایه‌ي شبه مدرنیزاسیون آن دوران، به‌کارگیری تعابیر و تصاویر غیراخلاقی، که از اواسط دهه‌ي‌40 به شکلی فزاینده رشد کرده بود به بالاترین درجه‌ي خود می‌رسد. این حرکت که در دهه‌ي‌40 برخی نشریات ماندگار تاریخ طنز را نیز تحت تأثیر قرار داده بود و به طنز سیاسی نیز کشیده شده بود، هم‌گام با افزایش فشار و اختناق دهه‌ي‌50 به تدریج وجه اجتماعی و سیاسی طنز را تحت‌الشعاع خود قرار داد و مقبولیت طنز را به شدت مخدوش کرد. جریان طنز در این سال‌ها بیش‌تر به سمت و سوی هزل شخصی و گستاخ در عرصه‌ي اخلاق می‌گراید که در وادی مسائل اجتماعی، فکری و انسانی حرفی برای گفتن ندارد.(6)

 

ماجرای حسین کوهی کرمانی

در یکی از شماره‌های نسیم صبا، چون امکان انتقاد عملی نبود، ملک‌الشعرای بهار که با حسین کوهی کرمانی (مدیر هفته‌نامه و طرف‌دار مدرس) هم‌کاری داشت، تحت عنوان «توشیح عقاید» نامه‌ای مي‌نویسد که به ظاهر ستایش و طرف‌داری از سردار سپه و عقیده‌ی جمهوریت است، در صورتی که اگر کلمات هر سطر خوانده شود نظری کاملاً متفاوت بیان می‌کند. پس از انتشار روزنامه در ابتدا کسی متوجه موضوع نمی‌شود ولی بعداً خالصی‌زاده در مسجد شاه به منبر می‌رود و هدف از توشیح عقاید را برای مردم توضیح می‌دهد، و کوهی کرمانی، که مردم او را نویسنده‌ي مقاله می‌دانستند، از ترس شبانه در مجلس شورای ملی متحصن می‌شود و مدتی در آن‌جا می‌ماند تا خود سردار سپه به مجلس رفته و به او اطمینان خاطر می‌دهد و بیرونش می‌آورد.(2)

این قطعه‌ای است که ملک‌الشعرای بهار به صورت موشح برای حسین کوهی کرمانی نوشته است:

از مکاتب وارده‌ي توشیح عقاید

رضای ملت بر این است که قائد ایران حکومت

خان، خانی و ملوک الطوایفی را از دست یک مشت

بی‌سواد برهاند و مملکت ایران مانند ممالک مهم اروپا

که مقدرات خودشان را تعیین می‌کنند بشود که

وزرای خود را به مسئولیت خود تعیین نموده و رییس عالی

خود را، خود انتخاب کند و هرگاه ملتی به واسطه موانع

نتوانست مقدرات خود را با دست خود تعیین و در قضایا

به مجلس، وارده نمایندگان تکیه کرده خود را زنده به عالم

معرفی کند نمی‌تواند در دنیای امروزه‌ي زندگی مستقل

بنماید، و وقتی یک ملتی، خود را نتوانست زنده بداند

چه‌طور می‌تواند در پیشگاه دنیای آزاد قرن بیستم خود را

لایق و شایسته‌ي درک ترقیات شناسانده محور

ریاست‌ها و سلطنت‌های موروثی را خواستگار و در مقابل

جمهور، ملل سرافراز شده آسایش خود را چنان‌چه لازم

است اداره نماید. هم‌چنین تسطیح طرق و تجارت و سایر

تامینات لازمه تدارک کند ولی دست اجنبی

نمی‌گذارد، ناجی ایران و قائد توانای ایرانیان سردار ملت

آزادنه، اصلاحات را اجرای نماید و آمال مالی را برآورد. چه

بنویسم، و چه ننویسم ملت باید صلاح خود را تشخیص دهد.

لذا ما به ملت می‌گوییم گوش به دسایس اجانب نداده به الفاظ

موشح و لفافه‌دار بی‌پرده به ظواهر کلمات ملون

عقاید ملی را که تلگراف ایالات شاهد آن است نیالوده از

حقه‌بازان عوام فریب پرهیز کنند ـ ما حقایق ساده

را می‌نویسیم و می‌گوییم بگذار مرتجعین ما را تکفیر کنند.

بر رسولان پیام باشد و بس.(4)

 

ب) طنز مطبوعاتی پس از انقلاب اسلامی

طنز مطبوعاتی پس از انقلاب، پنج دوره‌ي مشخص را پشت سر گذاشته است که با وجود تفاوت، طنز هر دوره، مشخصه‌های خاص خود را دارد.

دوره‌ي اول از بهمن 1357 آغاز می‌شود و تا شهریور 1358 به طول می‌انجامد که دوران آزادی مطلق مطبوعاتی ماه‌های ابتدای پیروزی انقلاب، پیش از اجرای قانون مطبوعات است.

دوره‌ي دوم از شهریور 1358 آغاز می‌شود و تا دی‌ماه 1363 (آغاز انتشار هر روزه‌ي ستون «دو کلمه حرف حساب» در روزنامه‌ي اطلاعات) تداوم می‌یابد. در این دوران از تعداد نشریات طنز کاسته می‌شود. بروز تحولاتی چون جنگ تحمیلی و دیگر رخدادهای سیاسی جامعه، عرصه را برای تداوم حیات طنز سخت می‌سازد.

دوره‌ي سوم از دی‌ماه 1363 هم‌زمان با آغاز «دو کلمه حرف حساب» در روزنامه‌ي اطلاعات شروع می‌شود که به شکل‌گیری نشریه‌ي «گل‌آقا» در آبان 1369 می‌انجامد.

دوره‌ي چهارم از خرداد 1376 تا تیرماه 1384 است. پس از دوم خرداد 1376 هم‌راستا با طرح گفتمان‌های «توسعه‌ي سیاسی» و «توسعه‌ي فرهنگی» در جامعه‌ي مدنی که توسط سیدمحمد خاتمی رییس‌جمهور وقت صورت می‌پذیرد، تحولات وسیعی در عرصه‌ي حیات فرهنگی کشور از جمله مطبوعات رخ می‌دهد که زمینه‌ي رشد جریانی نوین در عرصه‌ي طنز مطبوعاتی را فراهم می‌آورد. هرچند این تحولات به رشد و ارتقای سطح طنز سیاسی کمک می‌کند، اما گاه به تناسب فضای سیاسی، رنگ مناقشه و جنجال‌آفرینی به خود می‌گیرد و از خط قرمزها فراتر می‌رود.(6)

دوره‌ي پنجم از تیرماه 1384 به بعد است؛ دوره‌ای که از تیرماه 1384 و با برگزاری نهمین دوره‌ي انتخابات ریاست جمهوری آغاز شد. گرایش به استفاده از فضای مجازی مهم‌ترین ویژگی این دوره برای انتشار طنز می‌باشد.

 

طنز مطبوعاتی از بهمن 1357 تا شهریور 1358

الف) نشریات طنز

در فضای پر تنش سیاسی و فکری روزهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی، طنزپردازان بار دیگر، امکان می‌یابند که پس از چند دهه خفقان، حضور فعال خود را در عرصه‌ي طنز تحقق بخشند. در این دوران نشریات طنز یکی پس از دیگری انتشار می‌یابند که طنز این دوره را از نظر شمار نشریات و فضای کار می‌توان با طنز سال‌های 1320 تا 1332 مقایسه کرد. برخی از نشریات این دوران نام‌آشنایند که امکان انتشار دوباره یافته‌اند مانند: حاجی‌بابا، بختک، بهلول و چلنگر.

اولین نشریه‌ي طنز پس از انقلاب:

بهلول، اولین نشریه‌ي طنز پس از انقلاب است. این نشریه که رویه‌ي خود را در شناس‌نامه «فکاهی، سیاسی، انتقادی» اعلام کرده است، از نشریات موفق پیش از کودتای 28 مرداد 1332 بود که در سال‌های پس از کودتا امکان نشر نیافت. نخستین شماره‌ي پس از انقلاب تحت عنوان «دوره‌ي جدید، سال بیست و نهم»، در روز سه‌شنبه 29اسفند 1357 در 28‌صفحه به قیمت پنج‌ تومان و با روی جلد و پشت جلد رنگی به صاحب‌امتیازی و مدیرمسئولی ابراهیم سکاکی انتشار یافت و از شماره‌ي دو زیر نظر شورای نویسندگان اداره می‌شد. روی جلد، زیر آرم بهلول در صفحه‌ي سه، این عبارت به طور ثابت به چاپ می‌رسید: «بهلول به هیچ دسته و حزب و جمعیت و مرام و مسلک و اقلیتی وابسته نیست، جز تمامی بی‌ستاره‌های جهان».

بهلول از نظر سیاسی به جناح فکری خاصی وابستگی نداشت و سعی می‌کرد در جهت انقلاب حرکت کند. آخرین شماره‌ي آن 31 خرداد 1360 به چاپ رسید. (همان)

مشخصه‌های طنز مطبوعاتی در این هشت ماه به قرار زیر است:

-        تنوع، تکثر و تعدد نشریات طنز: در این مدت بیش از سی نشریه‌ي طنز انتشار می‌یافت که پیش از این منتشر نمی‌شدند و تنها تعداد اندکی نشریه‌ي طنز از گذشته وجود داشت.

-        سیاسی بودن فضای کار طنز: طنز مطبوعاتی پس از بهمن 1357 نه تنها به شدت سیاسی و سیاست‌زده است بلکه نمود روشن فضای بحران‌زده و پرآشوب آن‌روزهاست.  طنزی مخاصمه‌جو، صریح، گزنده، تند و در بسیاری اوقات هتاک. در گرماگرم آن روزها، حنای بی‌طرفی در عرصه‌ي طنز سیاسی، رنگ و هواداری ندارد.

-        رواج هجو: فضای غالب بر نشریات این دوران هجو است که برای از میدان به ‌در کردن رقبای سیاسی به کار می‌آید و هتاکی با هدف تسویه‌حساب‌های جناحی و گروهی و درون‌تشکیلاتی، در نشریات طنز، کاربرد خاص پیدا می‌کند.

-        بی‌ثباتی و بی‌نظمی در چاپ: برخی نشریات این دوران تنها در یک شماره چاپ شده‌اند و برخی دیگر فقط یک ماه دوام آورده‌اند و اکثر آن‌ها پس از شهریور 1358 تعطیل شده‌اند.

-        تداوم ناهم‌سویی با اخلاق در طنز (گرایش به هزل و هجو): از آن‌جا که تغییر در ساختار فرهنگی، مستلزم گذشت زمان و تحول در زیرساخت‌های سیاسی و اقتصادی جامعه است تداوم ناهم‌سویی با اخلاق را در برخی از نشریات ماه‌های اول انقلاب شاهدیم. شدت و ضعف این جریان را تقید طنزپرداز به اخلاق، در نشریات گوناگون تعیین می‌کند.

-        بی‌توجهی به معیارهای ظاهری و زیباشناختی: ویژگی مطبوعات طنز در این دوره رقابت در ارائه‌ي نظر و اندیشه است، بدون این‌که به وجوه زیباشناختی کار و رقابت برای بهره‌جویی از فن‌آوری برتر در زمینه‌ي چاپ و... کم‌ترین توجهی نشان دهند.

 

ب) نشریات غیرطنز

حیات مطبوعاتی در ایران با طنز عجین شده است و اکثر نشریات در کنار مطالب دیگر، به طنز پرداخته‌اند. این روال در ماه‌های ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی هم استمرار داشت.

برای مثال تیتر «بختیار از مرز بازرگان گریخت» در مطبوعات غیرطنز مورد نقد نخست وزیر وقت، مهندس مهدی بازرگان نیز قرار گرفت.

ویژگی طنز این نشریات همانند مطبوعات طنز در این دوران، صریح و گزنده و در عین حال بی‌ثبات، غیرمستمر و گه‌گاهی است. از این نشریات می‌توان به مجله‌ي فردوسی و روزنامه‌ي جمهوری اسلامی اشاره کرد.

 

طنز مطبوعاتی از شهریور 1358 تا دی 1363

الف) نشریات طنز

هم‌زمان با اجرای قانون مطبوعات در شهریور 1358 برخی از نشریات طنز مانند حاجی‌بابا و مش‌حسن نیز تعطیل شدند.

از این تاریخ به بعد طنز مطبوعاتی کشورمان وارد مرحله‌ي دیگری می‌شود. نشریات طنز یکی پس از دیگری تعطیل می‌شوند و روند رخدادهای سیاسی و اقتصادی جامعه به تشدید این امر می‌انجامد.

چند ماه پس از شروع جنگ تحمیلی در شهریور 1359، انتشار نشریات طنز به مرور زمان متوقف می‌شود. یکی از این دلایل، ضربه‌های اقتصادی جنگ است که جایی برای چاپ نشریات طنز نمی‌گذارد. از سوی دیگر کارنامه‌ي پرتنش و حساسیت‌زای نشریات طنز در ابتدای انقلاب، کار را برای پی‌گیری حرکتی منطبق بر مصالح اجتماعی در عرصه‌ي طنز مشکل می‌سازد.

«رفتگر» آخرین بازمانده‌ي طنز سیاسی‌‌انتقادی سال‌های آغازین انقلاب است که در بهمن 1359 توقیف می‌شود. اگرچه پس از آن، نشریات طنز دیگری به میدان می‌آیند، ولی هیچ‌یک جهت‌گیری سیاسی ندارند و بیش‌تر در عرصه‌ي فکاهیات حرکت می‌کنند.

هرچه زمان می‌گذرد، طنز مطبوعاتی از بار سیاسی خود تهی می‌شود و به سمت و سوی خنثی‌سازی می‌گراید.

 

ب) نشریات غیرطنز

از شهریور 1358 تا دی 1363، طنز مطبوعاتی در نشریات غیرطنز، نسبت به مجلات طنز از ثبات بیش‌تری برخوردار است. دو مرکز مطبوعاتی بزرگ کشور، کیهان و اطلاعات، در چهارچوب اهداف انقلاب و نظام حرکت می‌کنند و دیگر نشریات نیز کمابیش در همین فضا قلم و قدم می‌زنند. البته آثار جنگ تحمیلی بر فضای این نوع مطبوعات نیز سایه افکنده است و در این زمان، تعداد نشریات به حداقل ممکن رسیده است و باز در این میان، تعداد نشریاتی که به طور مداوم به طنز می‌پردازند، کم‌تر است.

 

طنز مطبوعاتی از دی 1363 تا خرداد 1376

این دوره با چاپ ستون «دو کلمه حرف حساب» به قلم کیومرث صابری فومنی (گل‌آقا) در روزنامه‌ي اطلاعات آغاز می‌شود، مشخصه‌های نوینی را برای طنز سیاسی در کشورمان رقم می‌زند و تعریف جدیدی از حدود آزادی در طنز را به جامعه ارائه می‌دهد.

آغاز به کار مجله‌ي «گل‌آقا» در پاییز 1369 را از نظر پرداختن به بعد تصویری کار می‌توان مکمل این حرکت نوین در طنز سیاسی کشورمان به شمار آورد. مجله‌ي گل‌آقا در عین رونق کاریکاتور به شناسایی نیروهای مستعد و شکوفاکردن آن‌ها کمک می‌کند و بر رشد کیفی طنز در جامعه تأثیر می‌گذارد.

در مجموع در این دوره شاهد افزایش ستون‌های طنز مجلات و روزنامه‌ها هستیم که هم از نظر محتوا و هم قالب، نكات جديدي در آن‌ها به چشم مي‌خورد. هرچند كه با پايان جنگ تحميلي در تابستان 1367 و بعد از رحلت امام خمینی(ره) تنش‌های فکری و مناقشات سیاسی، که تا پیش از آن تاریخ در سایه‌ي حضور امام(ره) و نیز وحدت سیاسی ناشی از جنگ شدت نداشت، بیش از پیش به عرصه‌ي مطبوعات راه می‌یابد و این امر بر سبک و سیاق کار طنز در مطبوعات كه به دلیل نبود حضور فعال احزاب و گروه‌ها در جامعه، سخن‌گوی جناح‌ها و جریانات فکری و سیاسی هستند تأثیر می‌گذارد.

طنز و کاریکاتور، جوالدوز، درنگ، کیهان کاریکاتور، ملون، طنز فارسی و دنیای طنز نیز به جمع نشریات طنز مي‌پیوندند که برخی مانند جوالدوز، درنگ و ملون، امکان ادامه‌ي انتشار نمی‌یابند و پس از چندی تعطیل می‌شوند.(6)

 

الف) نشریات طنز

در سال 1363 فقط نشریه‌ي طنز «فکاهیون» منتشر می‌شد. «خورجین» اولین نشریه‌ای است که پس از سال 1363 چاپ می‌شود و چاپ مجله‌ي «گل‌آقا» هم در 1369 آغاز می‌شود که از نظر ارائه‌ي الگویی نوین از نظر طنز و کاریکاتور سیاسی، حرکتی جدید در نشریات طنز پس از انقلاب به شمار می‌آید که به جذب طیف‌های گوناگون و وسیع مخاطبان منجر مي‌شود.

 

ب) نشریات غیرطنز

اطلاعات با ستون «دو کلمه حرف حساب» به قلم کیومرث صابری فومنی (گل‌آقا)، کیهان با ستون «کارگاه طنز» به قلم محمد خرمشاهی، و نشریات دیگر نیز به طنز پرداختند؛ مانند رسالت، ابرار، مجله‌ي فیلم، مجله‌ي همشهری، ایران جوان، جوانان امروز، اطلاعات هفتگی و...

 

طنز مطبوعاتی از خرداد 1376 تا تیر 1384

پس از انتخابات ریاست جمهوری خرداد 1376 و ایجاد فضای خاص سیاسی و اجتماعی در کشور، طنز نیز عرصه‌ي نوینی را برای حرکت خود یافت. در سایه‌ي این فضا، فرصتی برای نویسندگان فراهم می‌شود تا با صراحت بیش‌تری سخن بگویند. این است که می‌بینیم شوخ‌طبعی در این دوره، بسیار به هجو می‌گراید و گاه فضای طنز پس از شهریور 1320 و پس از بهمن 1357 را در اذهان تداعی می‌کند و بعضی اوقات رنگ مناقشه و جنجال‌آفرینی به خود می‌گیرد.

در فاصله‌ي دو سال به دفعات دادگاه مطبوعات، به طرح دعاوی درباره‌ي مطالب طنز (تصویری و مکتوب) روزنامه‌ها و نشریات می‌پردازد و چاپ مطلب و تصویر طنز یکی از دلایل تعطيلي دو روزنامه‌ي «جامعه» و «زن» عنوان می‌شود. در این دوره بیش‌ترین جنجال‌آفرینی در زمینه‌ي طنز، در روزنامه‌ها دنبال می‌شود و نشریات طنز در فضایی آرام‌تر نسبت به روزنامه‌ها، حرکت می‌کنند.

 

الف) نشریات طنز

انتشار «دنیای طنز» در بهمن 1376 در 32‌صفحه به مدیرمسئولی سیدمحمدجواد ابرده و سردبیری رضا رفیع آغاز شد.

 

ب) نشریات غیرطنز

روزنامه‌ي زن، جامعه، توس، نشاط، آریا، جهان اسلام، اخبار، سروش، ایران، انتخاب، کار و کارگر و... ستون‌های طنز دارند.

 

طنز مطبوعاتی از تیر 1384 به بعد

در این دوره با تغییراتی در فضای سیاسی کشور از یک‌سو و توسعه‌ي شبکه‌ي جهانی اینترنت، شاهد تغییراتی در طنز مطبوعاتی و غیرمطبوعاتی هستیم. شاید بتوان مهم‌ترین مشخصه‌ي این دوره را اقبال عمومی و گرایش طنزپردازان به استفاده از فضای مجازی و شبکه‌های اینترنتی در قالب وبلاگ‌ها و سایت‌ها برای نگارش طنز دانست. انتشار نسخه‌ي دیجیتال برخی مطبوعات نیز به این روند کمک شایان توجهی کرد.

 

بحث و نتیجه‌گیری

در دوره‌ی معاصر مطبوعات بستر طنز بوده است. اغلب، نهال طنز را در مطبوعات کاشته‌اند و در همین مجله‌ها بود که طنزنویسان بزرگ رشد یافته، شکوفا شده و به برگ و بار نشسته‌اند. از این رو کم‌تر طنزپردازی می‌توان یافت که در نشریات طنز یا ستون طنز روزنامه‌ها قلم‌فرسایی نکرده باشد.

چنان‌که در بستر روزنامه‌ی «صور اسرافیل» طنزپردازی چون علی‌اکبر دهخدا می‌بالد و «چرند و پرند» را پدید می‌آورد و در دامان روزنامه‌ی فکاهی «ملانصرالدین»، میرزا علی‌اکبر صابر به عنوان یک طنزنویس مبتکر و خلاق به منصه‌ی ظهور می‌رسد. او انقلابی در عرصه‌ی طنزنویسی مشرق‌زمین ایجاد می‌کند و آن را از قالب کلیشه‌ای محافظه‌کار سنتی بیرون می‌آورد، به طوری که ادبیات سیاسی و اجتماعی در زبان فارسی و ترکی به شدت تحت تاثیر آثار طنز او قرار می‌گیرد. هم‌چنین «سیداشرف‌الدین حسینی» که بزرگ‌ترین و محبوب‌ترین شاعر طنزپرداز دوره‌ی مشروطه است با حدود دو دهه ممارست مستمر در روزنامه‌ی «نسیم شمال» ماندگار می‌شود.

طنز در ادبیات متعهد مکتبی معاصر هم از این قاعده مستثنی نیست زیرا در این عرصه نیز اکثر طنزنویسان، ابتدا کار خود را از مطبوعات شروع کرده‌اند. تلاش پیوسته در فراهم کردن مطالب ستون‌ها و عناوین طنز روزنامه‌ها، مجله‌ها، هفته‌نامه‌ها و ماه‌نامه‌ها، سبب شده است تا در تب و تاب سرودن و نوشتن مداوم زمینه‌ی شکوفایی استعداد بذله‌گویی، فکاهی‌پردازی و طنزنویسی شاعران و نویسندگان فراهم شود. مسائل روز و موضوعات سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی درون‌مایه‌ی اصلی طنز انتقادی در این دوره است. البته پاره‌ای از آثار فقط جنبه‌ی هزل و طیبت و شوخی و بذله‌گویی دارد و برخی نیز در حوزه‌ی ادبیات کودکان قابل طرح است که این هر دو از مقوله‌ی طنز انتقادی خارج‌اند.

طنز در این دوره نسبت به گذشته واقع‌گراتر و جزيی‌پردازتر شده است. از لحاظ زبانی و ادبی، گاه در طنز این دوره نظیره‌نویسی و شوخی با آثار گذشتگان را می‌بینیم که در این موارد نویسندگان و شاعران ناگزیر پای‌بند سبك پيشينيان‌اند. اما در ساير طنزها زبان اثر، يا همان زبان ساده‌ي ادبيات معاصر است يا زبان نزديك به شیوه‌ی گفت‌وگو و محاوره‌ی عامیانه است.

مشهورترین نشریات طنز در دوره‌ی انقلاب (از اوایل دهه‌ی 60 تا زمان حال) عبارت‌اند از گل‌آقا، خورجین، جوالدوز، توفیقیون (فکاهیون)، رفتگر، قلقلک و نامه‌ی آهنگر (چلنگر).

امروزه جهان در سایه‌ي ظهور فن‌آوری‌های نوین مانند شبکه‌ي جهانی اینترنت وارد دوره‌ای شده که از آن به عنوان «جامعه‌ي اطلاعاتی» نام برده می‌شود. دانیل بل (Daniel Bell) شناخته‌ترین تعریف از جامعه‌ي اطلاعاتی را از طریق نظریه‌ي فراصنعتی‌گرایی ارائه داده است که بر آگاهی و اطلاعات استوار است. (7)

در این شرایط نسخه‌های مجازی و اینترنتی مطبوعات در شبکه‌ي جهانی عرضه می‌شود و با سرعت انتقال، سهولت دست‌رسی و گستردگی فراوان این شبکه، تعداد زیادی از نویسندگان طنز، وارد این عرصه شده‌اند و با راه‌اندازی وبلاگ‌ها، وب‌سایت‌ها، نشریات و روزنامه‌های الکترونیک، طنز سال‌هاست که از فضای چاپی به عرصه‌ي مجازی راه یافته است و کشور ما نیز در این مسیر، پیش می‌رود.

این فضای مجازی با آنی‌ بودن و لحظه‌ای بودن، این امکان را به نویسنده‌ي طنزپرداز می‌دهد که به سرعت در برابر تحولات اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی با نوشتن طنز و انتشار آن در فضای اینترنت واکنش نشان دهد و منتظر چاپ روزنامه و مسائل دیگر نماند.

از این‌روست که امروزه باید این پدیده را جدی گرفت؛ چرا که طنز به خاطر ماهیتش در فضای مجازی از قید و بندهای مطبوعات چاپی می‌رهد و راحت‌تر و سهل‌تر انتشار می‌یابد.

 

 

فهرست منابع:

1- بهزادی اندوهجردی، حسین، طنز و طنزپردازی در ایران، تهران، نشر صدوق، چاپ اول، 1378

2- جوادی، حسن، تاریخ طنز در ادبیات فارسی، تهران، انتشارات کاروان، چاپ اول، 1384

3- حلبی، علی‌اصغر، طنز و شوخ‌طبعی در ایران، تهران، انتشارات پیک، چاپ اول، 1364

4- ذاکرحسین، عبدالرحیم، مطبوعات سیاسی ایران در عصر مشروطیت، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ اول، 1384

5- سیمون کریچلی، در باب طنز، ترجمه‌ي سهیل سمی، تهران، انتشارات ققنوس، چاپ اول، 1384

6- صدر، رویا، بیست سال با طنز، تهران، انتشارات هرمس، چاپ اول، 1381

7- فرانک وبستر، نظریه‌های جامعه‌ي اطلاعاتی، ترجمه‌ي اسماعیل قدیمی، تهران، انتشارات قصیده‌سرا، چاپ دوم، 1389

8- قاسمی، سیدفرید، تاریخ روزنامه‌نگاری ایران، جلد اول، تهران، سازمان چاپ و انتشارات وزارت ارشاد اسلامی، چاپ اول، 1379

9- قاسمی، سیدفرید، رویدادهای مطبوعاتی ایران، تهران، مرکز تحقیقات و مطالعات رسانه‌ها، چاپ اول، 1383

10- کریستوفر هارپر، رسانه‌های نوین، ترجمه‌ي علی‌اصغر کیا، تهران، انتشارات معین ادارات، چاپ دوم، 1387

11- محسنیان‌راد، مهدی، ایران در چهار کهکشان ارتباطی، جلد دوم، تهران، انتشارات سروش، چاپ دوم، 1378

12- مراقبی، غلام‌حسین، نگرشی بر روزنامه‌های فکاهی ایران، تهران، انتشارات ملک، چاپ دوم، 1378

13- معین، محمد، فرهنگ فارسی، تهران، انتشارات اشجع، چاپ دوم، 1386

 

عباس تقي‌زاده


نظر شما
نام
ایمیل
متن نظر
  ارسال

تمامی حقوق مادی و معنوی این وب‌سایت به حوزه هنري استان كرمان تعلق دارد ، استفاده از مطالب و اخبار با ذکر منبع بلامانع است | نقشه سايت